loading...

شعربلاگ

خودنوشته‌هایی در قالب شعر و ترانه

مهدی جیم بازدید : 10 پنجشنبه 31 خرداد 1403 نظرات (0)

     دوبیتی درباره شکران خداوند.

خداوندا همی شکرت بگویم ز تقصیر در شکران عذر جویم
ممدّ و کان مفرّح شکر نَتْوان به رحمت باش با من، تیره رویم

     در واقع دوبیتی فوق الهام‌گرفته از دیباچۀ گلستان سعدی است. ممد و مفرح هم اشاره به دم و بازدم دارد که سعدی بر هر کدام شکری واجب دانسته و این گونه در مورد این شکران گفته است: «بنده همان به که ز تقصیر خویش/عذر به درگاه خدای آورد».

     برای کسانی که آشنایی ندارند، باید بگویم مُمِدّ همان مُمِدّ حیات به معنی ادامه‌دهنده زندگی است که در واقع همان نفَسی است که فرو می‌بریم (نفسی که می‌کشیم) و مفرّح همان مفرّح ذات به معنی نشاط دهنده است که به نفسی که بیرون می‌آوریم اشاره دارد. از این روی در هر تنفس دو نعمت نهفته است (دم و بازدم) که شکر تمام نفس‌هایی که می‌کشیم ممکن نیست از اینرو می‌فرماید: «بنده همان به که ز تقصیر خویش/عذر به درگاه خدای آورد».

     اگر هم نقصی در بیانم درمورد فرمایشات سعدی بوده است پوزش می‌خواهم. 😅

     🔗 بخوانید از دیباچه گلستان سعدی 🔗

   دسته‌بندی: شعر , فلسفی و عرفانی , دوبیتی ,
مهدی جیم بازدید : 11 چهارشنبه 30 خرداد 1403 نظرات (0)

     ایام امتحانات و فشار درس آدم رو به همچین دوبیتی مجبور میکنه 😅😂

خدا خسته شدم از درس دیگر کلاس و امتحان زین دیو سی سر!
چرا هی امتحان هی درس باشد؟ هدر رفتم دل من گشت پرپر
   دسته‌بندی: شعر , فان , دوبیتی ,
مهدی جیم بازدید : 23 یکشنبه 27 خرداد 1403 نظرات (0)

     این روزها چای و گل محمدی بسیار می‌چسبد 😋 البته وقتی هوا خیلی گرم نباشد...

بخور سوهان‌گزی با چای وَ گل تفکر کن به بوی خوب سنبل
نشستن در چمن آواز بلبل گزی که در دهانت می‌شود شُل
   دسته‌بندی: شعر , فان , دوبیتی ,
مهدی جیم بازدید : 54 سه شنبه 01 خرداد 1403 نظرات (0)

     دنیا گرچه دریا، ولی تا نمی‌کند که با صید یا با صیاد! چه باید کُشت؟ ذوق؟؛ چه باید خورد؟ افسوس؟؛ چه باید کشید؟ آه؟؛ بله باید چنین برد راه! ولی اگر سودا نباشد چه سود؟ اگر افسوس خوریم چه سود؟ سوز دل به آه ساختن چه سود؟؛ شوق شیرین مرهمیست بر تلخ دیرین...

ز آینده چه کس دارد خبرها؟ بباید کرد گیتی را سفرها
که فردا مرگ شد یا زندگانی؟ مخور افسوس مر از این گذرها

     آری؛ تجارب میخواهد تا مجرب شد! ولکن که تواند گوید چه خواهد شد؟! جز خدا جز خدا که تواند؟ که گوید کوریم یا که توانا؟ شوق شیرین باید نمود تا اگر مرگ حتی گریبان گرفت شوق شیرین کرده باشیم و ترک گفته باشیم...

ز آینده چه کس دارد خبرها؟ بباید کرد گیتی را سفرها
که دریابی نشد فهمید دان که خدا داند، نترسیم از خطرها
   دسته‌بندی: شعر , فلسفی و عرفانی , دوبیتی , نثر و نظم ,
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 27
  • کل نظرات : 7
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 6
  • آی پی امروز : 4
  • آی پی دیروز : 153
  • بازدید امروز : 658
  • باردید دیروز : 2,168
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 5,033
  • بازدید ماه : 15,213
  • بازدید سال : 90,741
  • بازدید کلی : 115,166